تبليغاتX
دفترچه خاطرات دختر مهربون - 15- خوشم میاد...

دفترچه خاطرات دختر مهربون

×××دوست داشتن از عشق برتر است×××

15- خوشم میاد...

سلام!

خوشم میاد اگه من یه ماه هم آپ نکنم یکی نمیاد بگه این دختر مهربون به این مهربونی کجاست!؟ چرا پیداش نیست؟! مرده ست؟ زنده ست؟!بگذریم. آخه از قدیم گفتن بخشش از بزرگانه! (از اونجایی که من از یه عده بزرگترم و از یه عده کوچیکتر فقط کوچیکترا رو میبخشم!

خب همین دیگه! هیچی واسه گفتن نداشتم! یعنی حرف زیاد دارم ها ولی حس طولانی نوشتن نبود! دوران دبیرستان و ترم اول و نیمه های ترم دوم دانشگاه و همچنین ماجرای هیجان انگیز(!!!) اون یه نفر اسمش سروشه مونده! هرچی هم بخوام از زمان حال بگم بر میگرده به این دوتا موضوع و یه موضوع دیگه که هنوز شروعش نکردم! به خاطر همین الان چیزی برای گفتن ندارم! ایشالله یه روز که هم وقت داشتم و هم حوصله خدمت میرسم! الانم اومدم آپ کنم که یه وقت دوستان نگران نشن!!!!

موفق باشین و پیروز...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 12:25  توسط دختر مهربون  |